گنجور

 
جامی

چشم منی بر همه کس روشن است

خانه تو خانه چشم من است

سینه ز تو روزن و چشم دلم

بهر تماشای تو بر روزن است

دل به درت محرم و جان نیز هم

محنت هجر تو همه بر تن است

زاد دو صد غم شب هجر توام

راست بود آنکه شب آبستن است

سوخته هجر تو و کنج غم

زاویه گلخنیان گلخن است

زآتش تو خرمن خوبان بسوخت

خال تو یک دانه ازان خرمن است

قاعده عشق ز جامی طلب

زانکه درین مسئله صاحب فن است

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
وحشی بافقی

خلدبرین ساحت این گلشن است

خامه در او بلبل دستان زن است

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از وحشی بافقی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه