گنجور

شمارهٔ ۴۵۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

همی دهد خبر از گل نسیم صبحدمی

ز گشت باغ میاسا به عذر بی درمی

به دست اگر درمت نیست کن به باده گرو

قبای محترمی وکلاه محتشمی

به پیش ناوک غم هر گلی کنون سپریست

چرا چنین هدف ناوک هزار غمی

شکوفه بین و بنفشه به باغ و یادآور

ز روز موی سفیدی و عهد پشت خمی

عرب نژاد مهی راه من زد ای مطرب

ترانه ای بسرا حسب حال این عجمی

به بانگ چنگ بگو کای به رخ چراغ حرم

فذاک روحی و قلبی و ان ابحت دمی

به هرچه طبع تو مایل شود ز لطف و ستم

فذاک غایة قصدی و منتهی هممی

چراست سوی تو روی جهانیان شب و روز

اگر نه قبله آفاق و کعبه حرمی

فراقنامه جامیست این نوشته که کرد

به نوک هر مژه از رشحه جگر قلمی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر