گنجور

شمارهٔ ۴۴۹

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

فداک امی یا غایة المنی و ابی

بسوخت جان من از جان من چه می طلبی

اگر خموش کنم گوییم که بی خبری

وگر خروش کنم رانیم که بی ادبی

جهان صحیفه حسن و جمال لم یزلیست

وز آن صحیفه به وجه حسن تو منتخبی

چگونه از تو نمانم عجب که می بینم

به زیر هر خم زلفت هزار بوالعجبی

تو ابر جودی و من کشت تشنه لب بی تو

بیا بیا که کنم با تو شرح تشنه لبی

ز هجر روی تو روزم تمام نیم شب است

حذر کن از اثر ناله های نیم شبی

عرب نژاد بود یار و می کند جامی

به فارسی غزل اوصاف حسن آن عربی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور