ماییم شسته زآب می دست از همه آلودگی
سوده سری در پای خم وز درد سر آسودگی
وقتی به عشق نیکوان بودم ز بودخویش گم
و اکنون به خود درمانده ام خوش وقت آن گم بودگی
تا سر به بالینم ز تو بر بستر بی بستری
در خون غنوده هر شبی چشمم ز شب نغنودگی
خون جگر پالوده ام از شعر مژگان عمرها
با من دلت صافی نشد با این همه پالودگی
با خودفروشانم مکن، همسر که من خاص توام
دارد تفاوت در بها بازاری از فرمودگی
دل ساده از نقش طرب پا سوده در راه طلب
با دولت دردت خوشم زین سادگی و سودگی
جامی نشد در عاشقی ز اشک دروغین سرخ رو
کامل عیاری کی رسد مس را ز روی اندودگی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات و تجربیات خود در عشق و زندگی سخن میگوید. او ابتدا به حالتی از پاکی و رهایی از آلودگی اشاره میکند و پس از آن به درد و رنجی که ناشی از عشق بوده، میپردازد. او به خود درماندهاش اشاره میکند و از شبهایی صحبت میکند که در غم و فقدان به سر میبرد. شاعر همچنین از درد دل و اشکهایش حرف میزند و تأکید میکند که با وجود تمام این دردها، دلش هنوز صاف نشده است. او توضیح میدهد که در عشق واقعی، اشکهایش از صدق و حقیقت هستند و این به نوعی نشاندهندهی تلاشش برای بودن در عشق و فهم عمیق آن است. در پایان، او به تفاوت عشق حقیقی و عشقهای کاذب اشاره کرده و بر این نکته تأکید دارد که به دنبال عشق واقعی است.
هوش مصنوعی: ما پاک و پاکیزهایم و از هرگونه آلودگی دور هستیم. در کنار جام شراب نشستهایم و از درد و رنج زندگی آسوده شدهایم.
هوش مصنوعی: وقتی عاشق انسانهای نیکو بودم، خودم را در آنها گم کرده بودم و اکنون که به خودم برگشتهام، درمانده و پریشان هستم. خوشحالم از آنکه آن گمگشتگی را تجربه کردم.
هوش مصنوعی: تا سر بر بالین بگذارم و خوابم ببرد، در رختخوابی بینظم و آشفته، هر شب در آغوش غم و اندوه میخوابم و خوابم هم نمیآید.
هوش مصنوعی: در دل خود درد و رنج زیادی را تحمل کردهام، اما با این حال نتوانستهام به آرامش و صفای واقعی برسم. هرچقدر هم که تلاش کنم، باز هم ارتباطی عمیق و صمیمی با تو برقرار نکردهام.
هوش مصنوعی: با افرادی که خود را به فروش میگذارند، درگیر مشو. همسر من فقط مال توست و ارزش من در بازار عشق با دیگران متفاوت است.
هوش مصنوعی: دل ساده و بیزرق و برق من، از شادیهای دنیا فارغ شده و در مسیر طلب و جستجوی حقیقت قدم میزند. از درد و رنجی که میکشم، خوشحالم زیرا این سادگی و بیپیرایگی من، ارزشمند است.
هوش مصنوعی: در عشق واقعی، کسی به نتیجه نمیرسد که بخواهد با اشکهای ناصادق و ساختگی خود را بفریبد. برای اینکه به حقیقت دست یابد، باید از ظاهرسازی و ناپاکی پرهیز کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر روی یار اغیار را چشمی به آن آلودگی
غلطان به خاک احباب را اشگی به آن پالودگی
مجنون چو افشاند آستین بر وصل تا روز جزا
دامان لیلی پاک ماند از تهمت آلودگی
نازش برای عشوه ای صد لابه میفرمایدم
[...]
چون کوه غم تاب آورد جسمی بدین فرسودگی
غم بر نتابد بیش ازین باید تن فرمودگی
نی نالهای نزدیک لب نی گریهای در دل گره
یارب نصیب من مکن اینست اگر آسودگی
گفتی به عشق دیگری آلودهای تهمت مکن
[...]
شستم ز میدر پای خم، دامن ز هر آلودگی
دامن نشوید کس چرا، زابی بدین پالودگی
میگفت واعظ با کسان، دارد می و شاهد زیان
از هیچکس نشنیدهام حرفی بدین بیهودگی
روزی که تن فرسایدم در خاک و جان آسایدم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.