گنجور

شمارهٔ ۴۱۹

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

ابروی تو هرکه دید ای ماه

زد نعره که الهلال والله

از عرش گذشت دست همت

وز فرش حریم توست کوتاه

خواهم به هوای تو بتان را

کس نیست تورا چو من هواخواه

هیچ است دهانت لیکن از وی

افتاده بسی سخن در افواه

باما چه رود گهی که آیی

زآینده کسی نباشد آگاه

هرکس که نهاد در رهت روی

کی پشت نهد به مسند جاه

جامی که عزیزی جهان یافت

قد عز بذله لمولاء



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان