شاهد گل باز زنگاری نقاب انداخته
بلبل دلداده را در اضطراب انداخته
نرگس و لاله به روی سبزه پنداری به خواب
مستی افتاده ز کف جام شراب انداخته
چادر کافوری خود را شکوفه شست و شوی
کرده صبح و چاشتگه بر آفتاب انداخته
عکس گل در آب و گل بیرون همانا گلرخی
پیرهن کرده برون خود را درآب انداخته
تا به پای هر درختی خیمه عشرت زنی
بین که شاخ از سایه چون مشکین طناب انداخته
برسر جنگ است ابر اینک که درآب شمر
تیرباران برسر خود حباب انداخته
کلک جامی تا سر زلف سخن پیراسته ست
رشک آن در جعد سنبل پیچ و تاب انداخته
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیباییهای طبیعت و عشق اشاره میکند. گلها و درختان در حال شکوفاییاند و بلبل در عشق خود دچار اضطراب است. چادر کافوری صبحگاهان به درخشندگی آفتاب شسته میشود و درختان سایهای نیکو ایجاد کردهاند. همچنین، تصور جنگ ابرها و تیراندازی حبابها به تصویر کشیده شده است. کلکی که به زلف سخن آراسته شده از زیبایی سنبل حسادت برده است. در کل، شعر به توصیف زیباییها و احساسات عاشقانه در طبیعت میپردازد.
هوش مصنوعی: گل زیبا که با زنگاری پوشیده شده، صورتش را از همه پنهان کرده است و این موضوع بلبل عاشق را به شدت نگران و مضطرب کرده است.
هوش مصنوعی: نرگس و لاله را بر روی چمن تصور کن، گویی که در خواب سرمستی فرو رفتهاند و جام شراب را از دست دادهاند.
هوش مصنوعی: چادر سفید خود را شسته و تمیز کرده و در صبح زود زیر نور آفتاب قرار داده است.
هوش مصنوعی: تصویر گل در آب و همچنین گل بیرون از آب نشان میدهد که زیبایی و جذابیت در هر دو حالت وجود دارد. همانطور که یک گل زیبا و دلربا میتواند خود را در آب به نمایش بگذارد و در عین حال، زیباییاش را در ظاهر بیرونیاش نیز به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: هر جا که درختی وجود دارد، جشن و سرور برپا کن، زیرا سایهاش مانند توری زیبا است که از شاخهها آویزان شده.
هوش مصنوعی: در حال حاضر، آسمان به شدت طوفانی و پر از ابر است و این اوضاع به نوعی نشاندهندهٔ جنگ و درگیری است. در این میان، هنگامی که قطرات باران بر روی آب میافتند، باعث ایجاد حبابهایی روی سطح آب میشوند که به نوعی نماد ناامنی و آشوب است.
هوش مصنوعی: قلمی که با آن سخن مینویسند، به زیبایی و لطافت زلفهای پیچ خورده سنبل حسادت میکند، چرا که خود را آراسته و خوشقوام کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آمد آن سرو سهی بر رخ نقاب انداخته
سایه شعر سیه بر آفتاب انداخته
بر کشیده لاله گلبوی را نیل صبوح
سنبل سیراب را در پیچ و تاب انداخته
عارضش غرق عرق از می ولی با رنگ و بوی
[...]
نور رویش پرتوی بر ماهتاب انداخته
جعد زلفش سایبان بر آفتاب انداخته
سنبل زلفش پریشان کرده بر رخسار گل
بلبل شوریده را در پیچ و تاب انداخته
ساقی سرمست ما رندانه جام می به دست
[...]
ای ز سنبل خط تو برگل نقاب انداخته
زلف شبرنگت بر اوج مه طناب انداخته
جعدتر داری به رخ یا راقم خط لبت
شسته مشکین لیقه و بر آفتاب انداخته
از لبت دل در خیال آب حیوان تشنه ایست
[...]
چشم او می خورده و خود را خراب انداخته
تا نبیند سوی من، خود را بخواب انداخته
چیست دانی پردهای غنچه بر رخسار گل؟
جلوه حسن تو او را در حجاب انداخته
چون نگردد عمر من کوته؟ که آن زلف دراز
[...]
در محیطیکز فلک طرح حباب انداخته
کشتی ما را تحیر در سراب انداخته
با دو عالم شوق بال بسملی آسودهایم
عشق بر چندین تپش از ما نقاب انداخته
بر شکست شیشهٔ دلهای ما رحمی نداشت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.