گنجور

شمارهٔ ۴۰۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

چین در جبین فکنده گذشتی به سوی من

زنجیر کرده ای در رحمت به روی من

از زخم ناخنم تن لاغر شد استخوان

باز آکه شد سفید ز هجر تو موی من

بود آرزوی خاطر من خط بر آن عذار

گردون برآب زد رقم آرزوی من

روزی که چرخ ز آب و گل من سبو کند

خواهد شکست سنگ جفایت سبوی من

هرگز نیافتم به تو ره گرچه در رهت

صد بار سوده شد قدم جست و جوی من

خو کرده ام به هر چه ز خوی تو می رسد

خوی تو هست جور وبر آن صبر خوی من

جامی شکست کلک کتابت چو ختم شد

بر وصف نو خطی ورق گفت و گوی من



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر