گنجور

شمارهٔ ۲۵۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

مکن در کشتنم زین بیش تقصیر

چو من مردم ز غم دیگر چه تدبیر

در رحمت بود روی تو بر خلق

برآن در زلف تواز مشک زنجیر

ز زخمت مرد آهوی و من از رشک

دوصید از پا درافکندی به یک تیر

ز عشقت خون دل با شیر خوردم

درین خونخواریم شد موی چون شیر

مه و سیاره را در خواب یوسف

بود خوی کرده رخسار تو تعبیر

تو خوش زی جاودان در هودج ناز

فلک گو ماه را محمل فرو گیر

خمید از بار هجرت پشت جامی

جوانا رحم کن بر حال این پیر



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور