اگر پرده برخیزد از روی کار
نبینی درین پرده جز روی یار
بدانی چو ظاهر شود پردگی
که هم پرده او بود و هم پرده دار
به هر نقش بندی چو پرده ازان
به بیرون در مانده ای پرده وار
درون را ازین نقشها پاک کن
که شاید بیابی درین پرده بار
به پرده درون نیست الا یکی
ز پرده برون است چندین شمار
گر از پرده وحدت آید برون
هزاران جهان بل هزاران هزار
مپندار جامی که داند نشست
به دامان وحدت ز کثرت غبار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این سروده بیانگر این است که در عالم ظاهر تنها زیبایی و حقیقت یار (خدا) وجود دارد و همه چیز دیگر همچون پردهای است که به آن واقعیت پوشانده است. هنگامی که این پرده کنار رود، تنها یار نمایان خواهد شد. شاعر به این نکته اشاره میکند که در دنیای بیرونی، تنوع و کثرت وجود دارد، اما در درون حقایق، وحدتی عمیق وجود دارد. انبوهی از جهانها از این وحدت ناشی میشود و فقط با پاک کردن نقشها و تصورات درون میتوان به حقیقت اصلی که تنها یکی است، دست یافت. این اشعار ما را به تفکر درباره واقعیت و کثرت در برابر وحدت دعوت میکند.
هوش مصنوعی: اگر پرده کنار رود، چیزی جز چهره محبوب را نخواهی دید.
هوش مصنوعی: وقتی کسی که زیر پرده قرار دارد، آشکار شود، متوجه خواهی شد که خود او هم پردهای است که سایرین را میپوشاند و هم نگهدارنده آن پرده.
هوش مصنوعی: با توجه به تصاویری که خلق کردهای و از آنچه درون توست بیرون آمدهای، مانند پردهای هستی که همواره در معرض دید قرار دارد ولی خود را پنهان کردهای.
هوش مصنوعی: با ذهن خود از این تصاویر و نقشهای پر پیچ و خم خالی کن، شاید بتوانی در این بیخبری و پنهانی حقیقتی را کشف کنی.
هوش مصنوعی: در درون پرده تنها یک چیز وجود دارد، و آن این است که چیزهای زیادی در خارج آن هستند.
هوش مصنوعی: اگر از پرده یگانگی بیرون بیاید، هزاران جهان و باز هم بیشتر به وجود میآید.
هوش مصنوعی: فکر نکن که کسی که در دامان اتحاد نشسته، از کثرت و تنوع بیخبر است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرا جود او تازه دارد همی
مگر جودش ابر است و من کشتزار
«مگر» یک سو افکن، که خود هم چنین
بیندیش و دیدهٔ خرد برگمار
ابا برق و با جستن صاعقه
[...]
بیامد موکل بر شهریار
بگفت آنچ بشنید از کشت زار
به از عید نشناسم از روزگار
نه از مدح خسرو به آموزگار
خداوند عالم کزو وقت ما
همه ساله عیدست لیل ونهار
یمین و امین اختر یمن و امن
[...]
جهاندار بخشندهٔ کامکار
خداوند بیچون، پروردگار
بدین خرمی و خوشی روزگار
بدین خوبی و فرخی شهریار
چنان گشت گیتی که ما خواستیم
خدایا تو چشم بدان دور دار
خداوند گار جهان فرخست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.