گنجور

شمارهٔ ۱۴۸

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

لعل لب تو اشک مرا خون ناب کرد

زان شیشه های سبز فلک پر شراب کرد

عکس رخت نمود در آیینه سپهر

نامش خرد به شب مه و روز آفتاب کرد

مشتاق تو به چشمه خور می کند نظر

تشنه ز شوق آب هوای سراب کرد

دل کرد یاد روی تو و دیده اشک ریخت

هرگل که چید دل ز تو چشم گلاب کرد

فکر خط عذار و لبت صفحه دلم

پر خط گونه گونه چو پشت کتاب کرد

می خواستم کمانچه زدن ریش زهد را

این کار را به کام دل من رباب کرد

جامی که در شباب ز می عهد کرده بود

پیرانه سر تلافی عهد شباب کرد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن