تبارک الله ازین شکل و شیوه موزون
تو را رسد که بنازی به حسن روزافزون
چو زندگانی عاشق به وصل معشوق است
یکی ست فرقت لیلی و مردن مجنون
گمان صبر و سکون داشتم به خود لیکن
چو از تو دور فتادم چه جای صبر و سکون
ز جان سوختگان غمت برآمد دود
تو را چو گرد شکر خاست خط غالیه گون
همی فتاد ز بار غم تو خانه دل
اگر نه تیر تو بودی درین خرابه ستون
ز نقد عشق چو باشد خزانه دل را
چه سود حشمت جمشید و گنج افریدون
به تیغ مهر چو آن ماه کشت جامی را
چه جرم بر روش چرخ و گردش گردون
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به زیبایی و جذابیت معشوقش اشاره میکند و میگوید که این زیبایی به حدی است که باید به آن افتخار کند. او به عشق و درد جدایی اشاره میکند و بیان میکند که عشق واقعی به وصل معشوق وابسته است و جدایی همچون مرگ برای عاشق است. شاعر در تلاش است تا صبر و سکون خود را حفظ کند، اما دوری از معشوق باعث میشود که همهی این تلاشها بیفایده باشد. او همچنین به درد و رنج ناشی از عشق و تأثیر او بر دل اشاره میکند و میگوید که وجود غم در دل او به مانند دودی است که از جان سوختگان بلند میشود. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که ثروت و قدرت نیز در برابر عشق واقعی بیارزش هستند.
هوش مصنوعی: خداوند را سپاس که از این زیبایی و نظم تو چیزی برمیآید که به زیباییات که هر روز بیشتر میشود، افتخار کنی.
هوش مصنوعی: زندگی عاشق به وصال معشوق مرتبط است، و جدایی از لیلی برای مجنون مانند مرگ است.
هوش مصنوعی: فکر میکردم که میتوانم صبر کنم و آرامش داشته باشم، اما وقتی از تو دور شدم، دیگر جایی برای صبر و آرامش نماند.
هوش مصنوعی: غم سوختگان جان، مانند دودی به آسمان برخاسته است و تو را مانند گردی از شکر در بر گرفته که همانند خطی زیبا و دلانگیز به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: خانه دل من از بار غم تو به زمین افتاده است، اما اگر تیر تو نبود، این ویرانه برپا نمیماند.
هوش مصنوعی: اگر عشق واقعی در دل وجود داشته باشد، چه فایدهای دارد ثروت و شکوه جمشید و گنجهای افریدون؟
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف زیبایی و تاثیر عشق میپردازد. شاعر به نوعی اشاره میکند که مانند ماه که با زیباییاش جانها را به تسخیر درمیآورد، وجود معشوق هم بر زندگی دیگران اثر میگذارد. در اینجا، محبوب به گونهای است که محبت او بر دیگران سایه میافکند و گویی زندگی آنها را تحت تاثیر قرار میدهد. در واقع، شاعر از زیبایی و تاثیرات عمیق عشق بر روح و روان انسانها صحبت میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بتی که سجده برد پیش او مه گردون
به نیکوئی بر او نیکوان دیگر دون
بدان دو لاله مصقول دل کند مشغول
بدان دو سنبل مفتول دل کند مفتون
اگر نوان و نگونست زلف او چه عجب
[...]
چو اشک ابر به گل برچکیده بینم خوی
بر آن دو عارض گلگون و آن دو زلف نگون
شگفت نیست ز آتش بکاهد آب ولی
ز آتش دلم آب دو دیده گشت فزون
چرا فروخته تر باشد آتش رخ تو
[...]
شدست روز همه خلق فَرّخ و میمون
به روزگار شه نیکبخت روزافزون
شه زمانه ملکشاه کافرید خدای
همیشه طالع او سعد و طلعتش میمون
به طلعتش همه ساله منورست زمین
[...]
چو از حدیقهٔ مینای چرخ سقلاطون
نهفته گشت علامات چتر آینه گون
ز نقشهای عجیب و ز شکلهای غریب
صحیفه های فلک شد چو صحف انگلیون
جناح نسر و سلاح سماک هر دو شدند
[...]
زهی محل رفیعت ز حد و هم بیرون
نهاده گوشه مسند بر اوج نه گردون
امام مشرق و اقضی القضاه روی زمین
که مثل تو ننماید سپهر آینه گون
خرد نداند گفتن مناقب تو که چند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.