گنجور

شمارهٔ ۴۰۸

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

حقه لعل تو از جوهر جان ساخته اند

کام هر خسته در آن حقه نهان ساخته اند

هر لطافت که نهان بود پس پرده غیب

همه در صورت خوب تو عیان ساخته اند

هر چه بر صفحه اندیشه کشد کلک خیال

شکل مطبوع تو زیباتر ازان ساخته اند

شوخی و ناز و کرشمه همه آورده به هم

فتنه عالم و آشوب جهان ساخته اند

آن نه بالاست نهالی ست که از روضه قدس

به تماشاگه عشاق روان ساخته اند

محنت هجر دهد چاشنی شربت شوق

دردمندان فراقت به همان ساخته اند

تا به راه طلبت بی قدمان پی نبرند

کعبه وصل تو بی نام و نشان ساخته اند

بس که جامی صفت حسن تو نیکو گوید

عشقبازان سخنش ورد زبان ساخته اند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.