خوان میفکند کنون مسلمانان
آن خواجه که سگ بر او شرف آرد
خوانی که ز خون آدمی باشد
افطار بدان کسی روا دارد؟
خود کس نرود و گر رود آنجا
دربانش و پرده دار نگذارد
خوانی چه کنی که میزبان او را
هر لقمه هزار بار بشمارد
آن سفره نحس مردریگش بین
کش پیش شدن کسی نمی یارد
وان قرص حقیر چون هلال صوم
کش گرسنگی ز لب همی بارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به خلقت انسان و قدرت عقل اشاره میکند. او میگوید که خداوند انسان را با لطف و رحمت خویش آفرید و به او توانایی بیان و فصاحت داد. همچنین به تأخیری که در ارائه این نعمت پیش آمده نیز اشاره میکند و میگوید که در نهایت، اگر کسی از این نعمت خوب بهرهبرداری نکند، مثل شیر در دهانش نمیماند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اکنون مسلمانان آن شخص را که سگ به او احترام میگذارد، طرد کرده و از دور میاندازند. به نوعی، نشاندهنده بیاحترامی و بیاعتباری آن فرد در نظر مسلمانان است.
هوش مصنوعی: آیا جایی هست که کسی بتواند افطار کند در حالی که آن غذای تهیه شده از خون انسان باشد؟
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند به آنجا برود و اگر هم برود، نگهبان و خادم آنجا اجازه ورود به او را نخواهد داد.
هوش مصنوعی: هر چه بنوشی یا بخوری، میزبان تو را بسیار گرامی میدارد و به هر لقمهای که به تو میدهد، اهمیت و ارزش زیادی میدهد.
هوش مصنوعی: بر روی آن سفره ننگین، کسی جرأت نزدیک شدن ندارد.
هوش مصنوعی: این تکه نان کوچک مانند هلالی است که در ماه مبارک رمضان دیده میشود و وقتی که گرسنگی به لب نزدیک میشود، شیرینی روزهداری به دل انسان مینشیند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آزردن ما زمانه خو دارد
مازار ازو گرت بیازارد
وز عقل یکی سپر کن ارخواهی
کهت دهر به تیغ خویش نگذارد
تعویذ وفا برون کن از گردن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.