گنجور

 
جمال‌الدین عبدالرزاق

آخر یکی بکوی فلانکس گذر کنید

در حال این شکسته دل آخر نظر کنید

ما را ز روی آن گل خندان نشان دهید

او را زحال این دل غمگین خبر کنید

با آن رخ چوماه چه نام قمر برید

با آن لب چو لعل چه یاد شکر کنید

چون راه او روید قلم وار از نخست

ده جا میان ببندید از پای سر کنید

او را خبر دهید که چون سخت گشت کار

باشد که پاره دل او نرم تر کنید

ورپرسد از شما که چگونست حال او

گوئید سوختست و سخن مختصر کنید

او را بیاورید و پس آنگه بروی او

یک ساغر از صراحی می زود در کنید

وریک ترانه نرم بگوید برای ما

همچون دهانش دامن او پر گهر کنید

می رنج دل بکاهد آن می مرا دهید

زر کار ما بسازد تدبیر زر کنید

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سنایی

ای قوم ازین سرای حوادث گذر کنید

خیزید و سوی عالم علوی سفر کنید

یک سر بپر همت ازین دامگاه دیو

چون مرغ بر پریده مقر بر قمر کنید

تا کی ز بهر تربیت جسم تیره‌روی

[...]

میبدی

ای قوم ازین سرای حوادث گذر کنید

خیزید و سوی عالم علوی سفر کنید

ابن یمین

ایدوستان ز صبر قبائی ببر کنید

دنیا پلیست از سر این پل گذر کنید

از تنگنای حبس طریق نجات نیست

یکره بسوی عالم باقی سفر کنید

پرواز در ریاض جنانتان گر آرزوست

[...]

وحشی بافقی

یاران خدای را به سوی او گذر کنید

باشد کش این خیال ز خاطر بدر کنید

در ما ز دست آتش و بر عزم رفتن است

چون آه ما زبان خود آتش اثر کنید

آتش زبان شوید و بگویید حال ما

[...]

صائب تبریزی

تا کی درین جهان مکرر به سر کنید

خود را به یک پیاله جهان دگر کنید

چون تاک سر ز کوچه مستی برآورید

تا دست حلقه در کمر هر شجر کنید

هنگامه ای به خون دل آماده کرده ایم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه