روی بنمای که پیشت به نیاز آمده ایم
در جهان جز غم تو از همه باز آمده ایم
طاق ابروی تو محراب دل و جان منست
زان به اخلاص دل آنجا به نیاز آمده ایم
قلب راه غم عشقم ز سر صدق و صفا
بر سر آتش هجران به گداز آمده ایم
گفتمش سرو صفت سوی من خسته خرام
گفت آهسته توان کز سر ناز آمده ایم
از جفا رفتم از این در بگشا بر رویم
از در مسکنت ای دوست چو باز آمده ایم
همه شب شمع صفت پیش رخت می سوزم
تا به روز از چه بگو بر سر گاز آمده ایم
سرو نازی به جهان بر قد تو می نازم
ناز کم کن به درت چون به نیاز آمده ایم
گرچه گنجشک ضعیفم هوس عشقم نیست
به هوای سر کوی تو چو باز آمده ایم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با محبت و ناز به معشوق خود مینگرد و از او میخواهد که بر او بنگرد. او میگوید که تنها به خاطر غم معشوق به اینجا آمده و در دلی که از عشقش میسوزد، با اخلاص در کنار او ایستاده است. شاعر همچنین از دردی که به خاطر جدایی از معشوق تحمل کرده، سخن میگوید و به زیبایی معشوق اشاره میکند و از او میخواهد که نازش را کم کند، زیرا او با تمام وجود به سوی او آمده است. در نهایت، شاعر با وجود ضعف و ناتوانی، عشقش را به معشوق ابراز میکند و میگوید که به امید دیدار او به اینجا آمده است.
هوش مصنوعی: به سراغ تو آمدهایم و از زندگی و مشکلات دیگری که در دنیا داریم، تنها خواستهامان تو هستی. فقط برای تو و با دلتنگی به دیدارت آمدهایم.
هوش مصنوعی: دوست، طاق ابروی تو مانند محرابی است که دل و جانم را به خود مشغول کرده است. به همین دلیل با اخلاص و خلوص نیت به آنجا آمدهام تا نیازهای خود را برآورده سازم.
هوش مصنوعی: دل من، راهی را برای غم عشق انتخاب کرده است و از صداقت و پاکی این راه، بر آتش دوری و جدایی سوخته و در حال ذوب شدن هستیم.
هوش مصنوعی: به او گفتم که با ظرافت و زیباییاش به سمت من میآید، او در پاسخ گفت که آرام باش، زیرا ما از ابتدا با ناز و لذت به اینجا آمدهایم.
هوش مصنوعی: از ظلم و ستم رفتم، اکنون ای دوست، در مسکنت و فقرم را بگشا، زیرا من دوباره بازگشتهام.
هوش مصنوعی: هر شب همچون شمعی در برابر تو میسوزم و در انتظار dawn به سر میبرم تا ببینم روز چگونه بر من خواهد گذشت.
هوش مصنوعی: به خاطر قامت زیبای تو، من به زیباییات افتخار میکنم. اما از تو میخواهم که کمتر خود را به زینت و ناز بزند، چرا که ما به درگاه تو آمدهایم و نیازمند محبت و توجه تو هستیم.
هوش مصنوعی: با اینکه من به اندازهی گنجشک ضعیفم، اما آرزوی عشقام را ندارم. به خاطر هوای سر کوی تو، مانند بازها به اینجا برگشتهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صنما ما ز ره دور و دراز آمدهایم
بهسر کوی تو با درد و نیاز آمدهایم
گر ز نزدیک تو آهسته و هشیار شدیم
مست و آشفته به نزدیک تو بازآمدهایم
آمدستیم خریدار می و رود و سرود
[...]
ما بدرگاه تو از کوی نیاز آمده ایم
بهوایت زره دور و دراز آمده ایم
قدحی آب که بر آتش ما افشاند
که درین بادیه با سوز و گداز آمده ایم
بینوا گرد عراق ارچه بسی گردیدیم
[...]
تا به سودای تو از راه دراز آمدهایم
ناز میکن که به صد گونه نیاز آمدهایم
نازنینی تو اگر ناز کنی میرسدت
ما گدایان به نیاز از پی ناز آمدهایم
از غمت سوخته و طالب درمان نشده
[...]
بینیازی تو و ما بهر نیاز آمدهایم
رفته بودیم ز کوی تو و باز آمدهایم
روی دل در طرف زاویهٔ تحقیق است
ما بر این رو[ی] نه بر وجه مجاز آمدهایم
دوش الطاف تو چون بندهنوازی میکرد
[...]
ما بسی مرحله دور و دراز آمده ایم
تا کنون بر در اینخانه فراز آمده ایم
در این خانه مبندید به رخساره ما
که بدین در زره عجز و نیاز آمده ایم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.