گفته بودی از لبت درمان کنم
وز وصالت یک شبی مهمان کنم
از در بختم درآ بی انتظار
تا جهان در پای تو قربان کنم
تا به کی من دیده بی خواب را
در فراق روی تو گریان کنم
تا به چند آخر دل غمدیدهام
بر سر نار غمت بریان کنم
در فراق روی خوبت تا به کی
انتظار وعده جانان کنم
کردهای فرمان به جانم، بندهام
من ز جان و دل تو را فرمان کنم
سرو را گر هست جای اندر سر آب
من تو را مأوا میان جان کنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از انتظار و فراق محبوب میگوید و به عواطف عمیق خود اشاره میکند. او از معشوق میخواهد که بیخبر و ناگهانی به سراغش بیاید تا بتواند تمام زندگیاش را به پای او بریزد. شاعر احساس ناامیدی و اشتیاق را در دل خود شرح میدهد و از درد جدایی رنج میکشد. به نوعی، او خود را بنده عشق میداند و آرزو میکند که معشوق او را در آغوش گیرد و مأوایش باشد. در کل، این شعر نمایانگر حسرت و عشق عمیق او به محبوب است.
هوش مصنوعی: گفته بودی که میخواهی با لبهای تو دردهایم را درمان کنم و همچنین یک شب از حضورت بهرهمند شوم.
هوش مصنوعی: به در بیا و بدون منت، وارد زندگیام شو تا همه چیز را برای تو فدا کنم.
هوش مصنوعی: چقدر باید در غم دوری تو، چشمان بیخوابم را اشکبار کنم؟
هوش مصنوعی: تا کی باید من با دلی پر از غم، به خاطر ناراحتیات خودم را بسوزانم؟
هوش مصنوعی: من تا کی باید در انتظار وعده معشوق باشم، در حالی که به خاطر دوری از چهره زیبای تو دلتنگم؟
هوش مصنوعی: تو به جان من فرمان دادهای و من به خاطر تو، با تمام وجودم آمادهام از جان و دل به تو خدمت کنم.
هوش مصنوعی: اگر سرو در جایی از آب باشد، من تو را در دل خود جا خواهم داد و به تو پناه میدهم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فخر دین یک التماسست از توام
روزها شد تا همی پنهان کنم
خرده اکنون در میان خواهم نهاد
بر تو و بر خویشتن آسان کنم
کبشکی داری اگر بخشی به من
[...]
شیخ گفتش هرچه گویی آن کنم
وآنچه فرمایی به جان فرمان کنم
هم بهدرد این درد را درمان کنم
هم بهصبر این کار را آسان کنم
یا برآرم پای جان زین آب و گِل
یا دل و جان وقف دلداران کنم
داغ پروانه ستم از شمع الست
[...]
پیش رویش جان و دل قربان کنم
هرچه فرماید نگارم آن کنم
گر بگوید ترک جان کن در غمم
هجر جان در پیش دل آسان کنم
هر شب اندر بستر غمخوارگی
[...]
جذبه ای،تا یک زمان طیران کنم
در هوای لامکان جولان کنم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.