تا ز حسن خویش عکسی در جهان انداختی
عاشقان را آتش اندر خانمان انداختی
ریخته در کام هستی جرعه ای از جام عشق
شور و غوغا در زمین و آسمان انداختی
تا شناسد مر ترا در هر لباسی چشم جان
خلعت درد طلب بر دوش جان انداختی
هر که از عشق جمالت فرش هستی دربراست
نطع اقبالش بملک جاودان انداختی
در هوایت عالمی چون ذره بر هم میزند
تا ز مهر آوازه در کون و مکان انداختی
بحر وحدت را تموج داده از بهر ظهور
در تلاطم زان رشاش بی کران انداختی
تا جمال وحدت از اغیار باشد مختفی
صورت امواج کثرت در میان انداختی
در معنی و کف صورت از این دریای ژرف
رقت جوشیدن هویدا و نهان انداختی
اصل وحدت از تموج کی شود زایل ولیک
هر زمان کوتاه بین را در گمان انداختی
کرده ترک عشق را سرلشگر خیل وجود
رسم عادت در اقالیم روان انداختی
سوختی در یکنفس خاشاک هستی حسین
ز آتش غیرت که در وی ناگهان انداختی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و زیبایی میپردازد و از تأثیرات آن بر جهان سخن میگوید. شاعر اشاره میکند که زیبایی معشوقی که در عالم جلوهگری کرده، عاشقان را به شور و هیجان انداخته و آتش عشق را در دلها روشن کرده است. جام عشق به هستی جرعهای داده و باعث برهم خوردن آرامش زمین و آسمان شده است.
شاعر به این نکته میپردازد که عشق معشوق، درد طلب را به جانها میاندازد و باعث میشود که عشق او، نه تنها در لباسهای مختلف، بلکه در همه جا شناخته شود. عشق به معشوق همچنین انسانها را به سمت اقبال و جاودانگی سوق میدهد و جهانی را غرق در شور و حال و هوای عشق میکند.
در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که عشق و زیبایی، در عین حال که وحدت را تحکیم میبخشد، در عین حال با ظهور ظواهر کثرت، در دل انسانها ایجاد گمان و تردید میکند و در نهایت، به قدرت عشق و آتش غیرت اشاره میکند که وجود انسانها را تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی تو در دنیا نمایان شد، عشق و علاقه را در دل عاشقان شعلهور کردی و زندگی آنها را تحت تأثیر قرار دادی.
هوش مصنوعی: در زندگی، جرعهای از عشق ریختهای که شور و هیجان را در زمین و آسمان پخش کردهای.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دیگران تو را در هر ظاهری بشناسند، تو با درد درونی خود را آراستهای و بار آن را بر دوش میکشی.
هوش مصنوعی: هر که به عشق زیبایی تو زندگیاش را به راه میگذارد، تو سرنوشت او را به خوشبختی ابدی میرسانی.
هوش مصنوعی: در عشق تو، جهانی همچون ذرهای درهم میخورد، چون تو از محبت خود صدایی در هستی و فضا منتشر کردهای.
هوش مصنوعی: دریای وحدت را به خاطر ظهور، در حال تلاطم قرار دادهای؛ از آن باران بیپایان، قطراتش را پراکنده کردهای.
هوش مصنوعی: تا زیبایی یکتایی از دیگران پنهان باشد، تو شکل امواج گوناگونی را در میان قرار دادی.
هوش مصنوعی: در عمق این دریا، احساسات و لطافتهایی نهفته است که به وضوح و به صورت آشکار نمایان میشود.
هوش مصنوعی: اصل وحدت هیچگاه از بین نمیرود، اما تو همیشه قادر بودهای که با دید محدودت او را در گمان و تصور خود ناپدید بکنی.
هوش مصنوعی: شخصی که به عشق بیتوجهی کرده، به مانند یک فرماندهی بزرگ، عادتهای خود را در زندگیاش رواج داده و به روح و روان خود تسلط یافته است.
هوش مصنوعی: حسین، تو به یک لحظه مانند خاشاکی در آتش غیرت سوختی؛ چرا که ناگهان در آتش عشق و شجاعت خود افتادی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باز ای مطرب حدیثی در میان انداختی
فتنهای در مجلس صاحبدلان انداختی
راز ما را فاش کردی در میان خاص و عام
وین حکایت در زبان این و آن انداختی
عارفان را با پریرویان کشیدی در سماع
[...]
بار دیگر فتنه ای در انس و جان انداختی
چهره بنمودی و آتش در جهان انداختی
از برای خاکساران بر سر کوی طلب
فرش عزت بر فراز آسمان انداختی
عشق را سرمایه ای داده ز حسن دلبران
[...]
پرتوی از مهر رویت در جهان انداختی
آتشی در خرمن شورید گان انداختی
یکنظر کردی بسوی دل ز چشم شاهدان
زان نظر بس فتنها در جسم و جان انداختی
در دلم جا کردی و کردی مرا از من تهی
[...]
رفتی و شوری به جان ناتوان انداختی
آمدی و آتشی در خان و مان انداختی
ناوک اندازان چشمت هر طرف در جلوه اند
تا چو ابرو بر سر بازو کمان انداختی
مهربانیها نمودی اول و آخر چو شمع
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.