رندان که مقیمان خرابات الستند
از غمزه ساقی همه آشفته و مستند
برخاسته اند از سر مستی بارادت
زانروز که در میکده عشق نشستند
تا چشم بنظاره آن یار گشادند
از دیدن اغیار همه دیده ببستند
زان شورش و مستی که ز هستی نهراسند
نشکفت اگر ساغر و پیمانه شکستند
از نشئه آن باده که از عشق قدیمست
از جوی حوادث همه یکبار بجستند
دست از همه آفاق فشاندند ز غیرت
ای دوست بیندیش که باری ز چه رستند
از ذوق بلا نوش خرابات خرابند
در شوق بلی گوی مناجات الستند
از هستی خود جانب مستی بگریزند
تا خلق ندانند که این طایفه هستند
مانند حسین از سر کونین گذشتند
با این همه از طعن بداندیش نرستند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره رندان (مستان) است که در میکده عشق به سر میبرند و از دیدن صحنههای زیبایی که ساقی برایشان مینوشاند، مست و آشفته میشوند. آنها به خاطر عشق و شوق به حقایق، از همه چیز دست کشیده و به سوی مستی و حال خوش میروند. رندان به دنبال شادی و رهایی از قید و بندهای دنیوی هستند و با بیخیالی از قضاوتهای دیگران، در عیش و نوش خود غرق شدهاند. آنها همچون حسین از سختیهای دنیا عبور میکنند، اما با این حال، از طعنههای بداندیشان نمیهراسند.
هوش مصنوعی: مستمندان و دیوانگانی که در میخانهها زندگی میکنند، به خاطر لبخند و نگاه سارقان همیشه در حالت بیقراری و مستی هستند.
هوش مصنوعی: از روزی که بادهنوشی و عشق در میکده آغاز شد، افرادی که سرشار از شوق و خوشحالی هستند، از حالت سرمستی و شادابی خود برخاستهاند.
هوش مصنوعی: وقتی چشمها به تماشای آن معشوق باز شد، همه از دیدن دیگران چشم پوشیدند.
هوش مصنوعی: اگر کسی از شور و لذت زندگی نترسد، حتی اگر جام و نوشیدنی هم بشکنند، او همچنان نمیشکند و فرو نخواهد ریخت.
هوش مصنوعی: از لذت آن می که نتیجه عشق دیرینه است، همه رویدادها مانند جوی، یکباره به حرکت درآمدند.
هوش مصنوعی: دوستان به خاطر غیرت خود از همه جا دست کشیدند. خوب فکر کن که این کار به چه دلیلی بود.
هوش مصنوعی: افراد مست و شاداب از درد و مشکلات زندگی در شوق و عشق خداوند به راز و نیاز مشغولند.
هوش مصنوعی: افراد این گروه به خاطر وجود خود از حالت مستی فاصله میگیرند تا دیگران متوجه نشوند که آنها چه کسانی هستند.
هوش مصنوعی: همه مانند حسین (علیهالسلام) از سختیها و مشکلات دنیا گذشتند، ولی با وجود این، نتوانستند از انتقادات و سخنان زشت بداندیشان رهایی یابند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن قوم که احرام سر کوی تو بستند
تا سر ننهادند به راهت ننشستند
هر چند که هرگز می و میخانه ندیدند
همواره ز شوق لب میگون تو مستند
خوش حال شهیدان فراق تو که باری
[...]
جمعی که سر خویش به فتراک تو بستند
چندان که به گردش بود این دایره، هستند
شد پنجه سیمین تو در مهد، نگارین
از رشته جانها که به انگشت تو بستند
تنها نه من این مایه بد و نیک که هستند
یک رشته گسستند
رندان خرابات در میکده بستند
رفتند بپای خم و آسوده نشستند
دیدند خمار من و یک جرعه ندادند
چون تو به دل عهد محبت بشکستند
در بند تعین همه بالاف تجرد
[...]
افسار وکیل همدان را چو ببستند
یاران بنشستند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.