گنجور

شمارهٔ ۸

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

بشنو حدیث یار ما از ما نه از اغیار ما

شرح لب او می دهد شیرینی گفتار ما

دانی چه داریم آرزو سرهای ما در پای او

افتاده بر خاک درش دراعه و دستار ما

با سرو گوید قامتش هستی همین بالا و بس

کو روی و موی نازنین کو شیوه و رفتار ما

هر یک زما در انجمن لافی ز مردی می زند

بنمای زلف پر شکن تا بشکند پندار ما

گر یک نفس از بندگی یابیم ذوق زندگی

تاحشر شکری می کنیم از بخت برخوردار ما

گر چشم مستت را هوس باشد حریفی خوش نفس

زحمت مکش هم جنس او این دل بیمار ما

باری دگرگویی مکن از آب خالی دیده را

بی شست و شویی کی شود شایسته دیدار ما



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید