گنجور

شمارهٔ ۴۲

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

ز جانان مهر و از ماجانفشانی ست

جواب مهر بانان مهربانی ست

همی گوید لبش کاینک من و تو

گرت سودای آب زندگانی ست

تو آن شمعی که جان پروانه توست

که را پروای شمع آسمانی ست

دم عیسی به انفاست چه ماند

که زین حاصل حیات جاودانی ست

حیاتم با تو در ایام پیری

بسی خوشتر ز سودای جوانی ست

خوشا روزی که همراز تو باشم

ولی از مردم چشمم گرانی ست

همام مهربان را از لبت هم

نصیبی هست و آن شیرین زبانی ست



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید