گنجور

شمارهٔ ۱۹

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

حسنت چو اشتیاق دلم بی نهایت است

وز عاشقان فراغت بارم به غایت است

با چشم مست و زلف پریشان نهاد او

همرنگ میشویم چه جای کنایت است

عارف ز حال گوید و عالم ز دیگران

ما و حدیث عشق تو کانها حکایت است

چشم تو راست کرد به دل تیر غمزه را

شادم که التفات دلیل عنایت است

دل از میان ظلمت مویت نگاه کرد

روی تو دید گفت امید هدایت است



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید