گنجور

شمارهٔ ۱۵۳

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

به معنی چون شود صورت مزین

چو قصری باشد از خورشید روشن

گل رنگین اگر بویی ندارد

نظر بر رنگی رخسارش میفکن

میز دیگی هوس جز با ملیحی

نباید بی نمک خود دیگ پختن

نظر جز پیش منظورم نیاید

چنین حسنی که وصفش می کنم من

دل از اندیشه دنیی و عقبی

تهی کردم چو او را کشت مسکن

خوش است از پاک بازان جان فشانی

ولی در پای بار پاک دامن

محبت از ره پرهیزگاری

چنان آید که نور از راه روزن

نخواهم آرزوی جان که حیف است

میان جان و جانان دست و گردن

محبت بر هوا چون گشت غالب

همام از گلخن آمد سوی گلشن



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید