گنجور

شمارهٔ ۱۱۳

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

چه می خورده است چشم نیم خوابش

که او مست است وهشیاران خرابش

زهی بیداری بختم در آن شب

که آید خواب تا بینم به خوابش

اگر پرسد که بی ما زنده چونی

نخواهد بود جز حیرت جوابش

اگر آن زلف چون شب های هجران

نگشتی سایه بان آفتابش

نظر را کی بدی ز اشراق رویش

مجالی با جمال بی نقابش

همام از باده مستغنی ست ساقی

که می خورد از لب چون لعل نابش



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید