دوش از لبت ربودهام ای مهربان شکر
پیداست در بیان من امروز آن شکر
چون نی به خدمت تو بسی بستهام میان
تا همچو نی گرفتهام اندر دهان شکر
در عمر خود لبم ز لبت یک شکر گرفت
آری به کیل میبفروشد از آن شکر
از تاب آفتاب رخت تا نگردد آب
شد زیر سایه خط سبزش نهان شکر
پیش از خط ولب تو نگارا ندیدهام
دیگر که از نبات کند سایهبان شکر
جانم فدای آن لب جانان که میدهد
از ذوق اندکی به مذاقم نشان شکر
یاد لبت چو میگذرد بر زبان من
حالی همیشود ز زبانم روان شکر
وصف لبت نهاد شکر در دهان من
گر بیش از این بگویم گردد زبان شکر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی لبی است که باعث شیرینی و شکرینی در زندگی شاعر شده است. شاعر با استفاده از تشبیهها و تصاویر زیبا، احساساتش را نسبت به لبان معشوق توصیف میکند و میگوید که هرگاه به یاد آن لبان میافتد، طعم شیرینی در دهانش حس میکند. همچنین اشاره شده که زیبایی این لبان فراتر از هر چیز دیگری است و شاعر برای این عشق و زیبایی، جانش را نیز فدای آن میکند. به طور کلی، شعر حالتی از عشق عمیق و زیبایی را با تصاویری سمبلیک و جذاب به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: دیشب با تو سخن گفتم و متوجه شدم که چقدر محبت و لطافت تو در کلامم وجود دارد. امروز به وضوح حس میکنم که این کلامم شیرینی خاصی دارد.
هوش مصنوعی: من به تو خدمت زیادی کردهام و به مانند نی، در دلم گنجایش شیرینی عشق و محبت تو را دارم.
هوش مصنوعی: در طول زندگیام، تنها یک بار از تو شیرینی لبانَت را چشیدم و این شیرینی به قدری ارزشمند است که با آن میتوانم به بهترین چیزها دست یابم.
هوش مصنوعی: از گرمای تابش آفتاب، لباس خود را درآورده و به زیر سایهی درختی میروم. در آنجا به آرامش و خوشی میپردازم.
هوش مصنوعی: قبل از اینکه لبهای تو را ببینم، هرگز سایهای به نرمی شکر از گیاهان سراغ نداشتهام.
هوش مصنوعی: جانم را فدای آن لب زیبایی میکنم که از شادی و ذوق خود کمی را به من نشان میدهد و مانند شکر برایم شیرین است.
هوش مصنوعی: وقتی یاد لبهای تو بر زبانم جاری میشود، حس خاصی به من دست میدهد و زبانم مثل شکر شیرین میشود.
هوش مصنوعی: لبانت مثل شکر است و وقتی تو را توصیف میکنم، احساس میکنم شکر در دهانم است. اگر بیشتر از این بگویم، زبانم هم مثل شکر میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جانم غریق نعمت شمس الملوک شد
وین طرفه تر که میزیم اکنون به جان شکر
از بس که ابر لطف ببارید بر سرم
بشکفت از بهار دلم بوستان شکر
بر گلبن ثناش زبان چو بلبلم
[...]
ای پر شکر ز ذکر عطایت، دهان شکر
می نازد از سخایت طبعت روان شکر
جودتو تازه کرد درسومش وگرنه بود
منسوخ آیت کرم و داستان شکر
از خوان بخشش تو شکم سیر میکنند
[...]
شاها سزد که در شکرستان مدح تو
طوطی طبع من شکند هر زمان شکر
از خوان بخشش تو گرم بهره نیست هست
دایم ز شکر عاطفتم در دهان شکر
ز انعام شه که در حق این بنده کرده بود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.