خواجوی کرمانی
»
دیوان اشعار
»
صنایع الکمال
»
حضریات
»
قطعات
»
شمارهٔ ۱ - کتب الی الشهریار السعید عزالدین کردانشاه الهرموزی
شاها سزد که در شکرستان مدح تو
طوطی طبع من شکند هر زمان شکر
از خوان بخشش تو گرم بهره نیست هست
دایم ز شکر عاطفتم در دهان شکر
ز انعام شه که در حق این بنده کرده بود
گفتند هست در بنه ی کاروان شکر
صد کاروان فزون شکر آورد و بنده را
هرگز خبر نشد که چه شد حال آن شکر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از شکر و شیرینی مدح شاه سخن میگوید و بیان میکند که کلامش همچون طوطی در شکرستان، از محبت و بخشش شاه پر از شکر است. او اشاره میکند که باوجود بخششهای شاه، هرگز از حال آن شکر اطلاعی ندارد و به طرز زندهای نشان میدهد که عشق و محبتش نسبت به شاه همواره پایدار و درخشان است.
هوش مصنوعی: ای پادشاه، شایسته است که در باغ شیرینزبانان، تو را ستایش کنم و هر بار با کلام شیرین خود، به تو احترام بگذارم.
هوش مصنوعی: از سفره بخششت نصیبی ندارم، اما همیشه از شیرینی محبتت در دلم مزه میزند.
هوش مصنوعی: از لطف و بخششهای پادشاه نسبت به این بنده صحبت کردند و گفتند که در بار و بنه کاروان شکر وجود دارد.
هوش مصنوعی: صد کاروان شکر به بازار آمدند، ولی هیچگاه بنده ندانست که چه بر سر آن شکر آمد و چه بر آن گذشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جانم غریق نعمت شمس الملوک شد
وین طرفه تر که میزیم اکنون به جان شکر
از بس که ابر لطف ببارید بر سرم
بشکفت از بهار دلم بوستان شکر
بر گلبن ثناش زبان چو بلبلم
[...]
ای پر شکر ز ذکر عطایت، دهان شکر
می نازد از سخایت طبعت روان شکر
جودتو تازه کرد درسومش وگرنه بود
منسوخ آیت کرم و داستان شکر
از خوان بخشش تو شکم سیر میکنند
[...]
دوش از لبت ربودهام ای مهربان شکر
پیداست در بیان من امروز آن شکر
چون نی به خدمت تو بسی بستهام میان
تا همچو نی گرفتهام اندر دهان شکر
در عمر خود لبم ز لبت یک شکر گرفت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.