نگار عهد شکن بی وفای دوران است
بیا و دور رخش را ببین که دور آن است
خطش چو خضر و دو زلفش بسان ظلمات است
ولی لب و دهنش همچو آب حیوان است
دمی که در نظرم آن نگار دلجوی است
شبی که در برم آن راحت دل و جان است
بهار و باده و معشوق و چنگ و بانگ دف است
بهشت و کوثر و حور و قصور و رضوان است
کمند زلف تو چون درکشم که دلگیرست؟
دهان تنگ تو چون بنگرم که پنهان است؟
به کفر زلف تو ایمان خویش تازه کنم
که کفر زلف توام ماورای ایمان است
کسی که روی بگرداند از تو، بی دین است
هر آنکه سجده ی رویت کند مسلمان است
ز بار غصه و باران غم که می بارد
چه بار بر دل من حاصل است و بار آن است
تو عهد مشکن و پیمان، چو عاشقی حیدر
که یار عهدشکن سخت سست پیمان است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ عشق و وفا و بیوفایی است. شاعر به وصف معشوقی میپردازد که زیباییهایش در دل و جان او نقش بسته است. او زلف و چهرهی معشوق را شگفتانگیز و جذاب توصیف میکند و میگوید که نگاه به او شگفتی میآفریند. شاعر به تضاد میان زیبایی معشوق و درد و غم خود اشاره میکند و بیان میکند که حتی در غم و اندوه، عشق به معشوق بر او حاکم است. او به پیمان و عهد عاشقی اشاره کرده و از سستی و بیوفایی معشوق گلایه دارد. در نهایت، شاعر بر این باور است که تنها کسانی که به معشوق احترام میگذارند، حقیقتاً متعهد و دیندار هستند.
هوش مصنوعی: عشق بیوفا و عهدشکن است، بیایید و زیبایی چهرهاش را ببینید که چگونه تاریکی و غم را به دور خود میتاباند.
هوش مصنوعی: نقش و خط او مانند خط خضر (خط زیبای معروف) است و دو زلفش همچون تاریکیها به نظر میرسد، اما لب و دهانش مانند آب حیات زیبا و دلپذیر است.
هوش مصنوعی: لحظهای که آن معشوق دلنشین در نظر من است، شبی که در آغوشم آرامش دل و جانم را به دست میآورد.
هوش مصنوعی: بهار، شراب، محبوب، موسیقی و صدای دف همگی نشاندهندهای از لذتهای دنیوی هستند که بهشت و نعمتهای آن، مثل حور و قصر و رضوان، را یادآوری میکنند. این موارد نشاندهنده شادی و خوشی در زندگی هستند که مشابه یا معادل نعمتهایی است که در دنیای دیگر تصور میشود.
هوش مصنوعی: وقتی که موهای تو را بگیرم، حس میکنم دلتنگی به سراغم میآید. و وقتی که به دهان کوچکت نگاه میکنم، احساس میکنم چیزی درون آن پنهان شده است.
هوش مصنوعی: من به خاطر زلف زیبای تو، ایمان خود را دوباره زنده میکنم، زیرا زیبایی زلف تو چیزی فراتر از ایمان و اعتقاد است.
هوش مصنوعی: کسی که از تو روی گرداند، بیدین است و هر کس که برای تو سجده کند، مسلمان به شمار میآید.
هوش مصنوعی: از غم و ناراحتیهایی که بر دلم سنگینی میکند، به اندازهی باران طوفانی، سنگینی وجودم را احساس میکنم و این بار سنگین را تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: هرگز عهد و پیمان خود را نشکن، زیرا مانند حیدر که عاشق است، دوست او که پیمانشکن است، در وفاداری و استحکام قرار ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سدید ملک ملک عارض خراسان است
صفی دولت و مخدوم اهل دیوان است
پناه دین خدای و معین شرع رسول
عمر که همچو علیّ و صدیق و عثمان است
لقب سدید و صفی یافته است زانکه دلش
[...]
مدبری ملکی بر جهان جهانبان است
که هر چه گوئی از او صد هزار چندان است
احد صفت صمدی لم یلد و لم یولد
که پیک «و» نامه او جبرئیل و قرآن است
مقدری که خداوندی کرسی و عرش است
[...]
چه آفتی تو که کمتر غم تو هجران است
چه گوهری تو که کمتر بهای تو جان است
جهان حسن تو داری به زیر خاتم زلف
تو راست معجزه و نام تو سلیمان است
از آن زمان که تو را نام شد به خیره کشی
[...]
هزار سختی اگر بر من آید آسان است
که دوستی و ارادت هزار چندان است
سفر دراز نباشد به پای طالب دوست
که خار دشت محبت گل است و ریحان است
اگر تو جور کنی جور نیست، تربیتست
[...]
وداع چون تو نگاری نه کار آسان است
هلاک عاشق مسکین فراق جانان است
نگر مفارقت جان ز تن چگونه بود
به جان دوست که هجران هزار چندان است
ز وصل خود نفسی پیش از آن که دور شوم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.