گنجور

غزل شمارهٔ ۶۹

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

برخیز، تا نهیم سر خود بپای دوست

جان را فدا کنیم، که صد جان فدای دوست

در دوستی ملاحظه مرگ و زیست نیست

دشمن به از کسی، که نمیرد برای دوست

حاشا! که غیر دوست کند جا بچشم من

دیدن نمیتوان دگری را بجای دوست

از دوست، هر جفا که رسد، جای منتست

زیرا که نیست هیچ وفا چون جفای دوست

با دوست آشنا شده، بیگانه ام ز خلق

تا آشنای من نشود آشنای دوست

در حلقه سگان درش می روم، که باز

احباب صف زنند بگرد سرای دوست

دست دعا گشاد هلالی بدرگهت

یعنی: بدست نیست مرا جز دعای دوست

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

یک شاخه گل » شمارهٔ ۱۵۱ » (شور) (۱۰:۴۳ - ۱۲:۰۸) نوازندگان: حبیب‌الله بدیعی (‎ویولن) خواننده آواز: گلپایگانی، سیّدعلی‌اکبر سراینده شعر آواز: هلالی جغتایی (غزل) مطلع شعر آواز: برخیز تا نهیم سرخود به پای دوست

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

Polestar در ‫۵ ماه قبل، جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۴ نوشته:

عالیه واقعا

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.