گنجور

غزل شمارهٔ ۴۱۱

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

ای که در عاشق کشی هر لحظه صد خون میکنی

آه! اگر عاشق نماند بعدازین چون میکنی؟

گر چه دایم بر اسیران جور می کردی ولی

پیش ازین هرگز نکردی آنچه اکنون میکنی

وعده فرمودی که: سویت بگذرم، تا خیر چیست؟

کار خیرست این، چرا نیت دگرگون میکنی؟

می نمایی عارض چون آفتاب از روی مهر

مهر دیگر بر سر مهر من افزون میکنی

ای فسونگر، زان پری افسانه خوانی بر سرم

عاشق دیوانه را تا چند افسون میکنی؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.