گنجور

غزل شمارهٔ ۳۶۸

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

زین پیش لطف بود و کنون جور و کین همه

اول چه بود آن همه؟ آخر چه این همه؟

خوبان، ز اهل درد شما را چه آگهی؟

ایشان نیازمند و شما نازنین همه

غمهای دوست، اندک و بسیار هر چه هست

بادا نصیب این دل اندوهگین همه!

ای دیده، از غبار رهش توتیا مجوی

کز گریه تو گل شده روی زمین همه

گر ناگهان به سوی هلالی قدم نهی

سازد نثار مقدم تو عقل و دین همه

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام