از بس که مطرب دل از عشق کرد ناله
آن دلبرم درآمد در کف یکی پیاله
افکند در سر من آنچ از سرم برآرد
نو کرد عشق ما را باده هزارساله
میگشت دین و کیشم من مست وقت خویشم
نی نسیه را شناسم نی بر کسم حواله
من باغ جان بدادم چرخشت را خریدم
بر جام مینبشتم این بیع را قباله
ای سخره زمانه برهم بزن تو خانه
کاین کاله بیش ارزد وآنگه چگونه کاله
بربند این دهان را بگشا دهان جان را
بینی که هر دو عالم گردد یکی نواله
نپذیرد آن نواله جانت چو مست باشد
سرمست خد و خالش کی بنگرد به خاله
جانهای آسمانی سرمست شمس تبریز
بگشای چشم و بنگر پران شده چو ژاله


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از عشق و شوری که در دل دارد سخن میگوید و مینالد که این عشق او را مست کرده است. دلبرش با یک پیاله در دستش وارد میشود و عشق را نو میکند، در حالی که او دیگر به امور دنیا و دین توجهی ندارد. او به این نتیجه رسیده که باید جانش را فدای عشق کند و خود را به باده و حالتهای مستی بسپارد. در انتها، با اشاره به شمس تبریز، به سرمستی آسمانی و یکپارچگی جهان در عشق اشاره میکند و از دیگران میخواهد که چشم خود را به واقعیتهای عمیقتری بگشایند.
هوش مصنوعی: به خاطر زیاد بودن نالهها و آوازهایی که مطرب به خاطر عشق سر داده است، دلبر محبوبم به درون پیالهای درآمد، که نمادی از محبت و عشق است.
هوش مصنوعی: عشق آنقدر در وجود من تأثیر گذاشته که وقتی به آن فکر میکنم، از خودم دور میشوم و به حالتی جدید فرو میروم؛ مثل بادهای که میتواند تا هزار سال هم تجدید شود.
هوش مصنوعی: در حال مستی و شوق خودم صرفاً به گردش و حال و هوای دین و مذهب میپرداختم و هیچ شناختی از بدهی یا طلب دیگران نداشتم.
هوش مصنوعی: من جان خود را به خدا دادهام و به خاطر معشوقم، عشق او را خریدهام. بر این پایه، در پیالهٔ شراب، این معامله را ثبت کردهام.
هوش مصنوعی: ای زمانه، تو به من طعنه میزنی و من را مسخره میکنی، ولی بدان که خانهای که من ساختهام، ارزشی بیشتر از هر چیزی دارد. پس چگونه میتوانم برای چیزهای بیارزش دیگر خود را درگیر کنم؟
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که زبان یا دهان مادی را ببند و دهان جان را باز کن. وقتی که دهان جان باز شود، میتوانی ببینی که هر دو جهان (عالم مادی و معنوی) در حقیقت به یک نواله (غذای روحانی یا حقیقتی عمیق) بدل میشود.
هوش مصنوعی: اگر جان تو مست و سرمست زیبایی خدا باشد، نخواهد توانست به آن نواله (غذای روح) دست یابد، چون در این حال نمیتواند به زیباییها (خاله) نگاه کند.
هوش مصنوعی: جانهای آسمانی (افراد معنوی) که تحت تأثیر شمس تبریز قرار گرفتهاند، چشمان خود را بگشایند و ببینند که مثل قطرات باران به سمت آسمان پرواز کردهاند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
از عشق آن دو نرجس وز مهر آن دو لاله
بی خواب و بیقرارم چون بر گلت کلاله
خدمت کنم به پیشت همچون صراحی از جان
تا برنهی لبم را بر لبت چون پیاله
تا روز ژاله بارد از چشم همچو رودم
[...]
ای رشک برده در باغ از عارض تو لاله
خون کرده ناف آهو در تبّت از کُلاله
ای پرتوِ تجلی یعنی صفات پاکی
در سینه ی تو پیدا چون باده در پیاله
نادر بود در انسان جسمی بدین شریفی
[...]
دل جفت درد و غم شد زان دیلمی کلاله
گل را قبول کم شد زان روی همچو لاله
بس غصه داد و رنجم،زان منزل سپنجم
ماه چهارده شب، حور دو هفت ساله
زان زلف همچو زندان، تابنده در دندان
[...]
ساقی بیا که دارد اکنون به کف پیاله
بر طرف باغ نرگس بر روی دشت لاله
از جام لاله میگون گشته ست غنچه را لب
یا خود به زخم دندان در خون گرفته ژاله
هر دم ز دفتر گل خواند به باغ بلبل
[...]
گر نیست جام گلگون، خوش نیست دور لاله
بی می چه نشأئه خیزد؟ از دیدن پیاله
من نوح روزگارم، از گریه غرق توفان
کو همدمی که گویم درد هزار ساله؟
تا کی بناز و شوخی لب را گزی بدندان؟
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.