گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۲

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

می خواهم و کنجی که بجز یار نباشد

من باشم و او باشد و اغیار نباشد

آنجا اثر رحمت جاوید توان یافت

کان جا ز رقیبان تو آثار نباشد

هر جا حبیبست بپهلوی رقیبست

در باغ جهان یک گل بی خار نباشد

بر من، که گرفتار توام، رحم مفرمای

رحمست بر آن کس که گرفتار نباشد

ما خانه خرابیم و نداریم پناهی

ویرانه ما را در و دیوار نباشد

تقصیر و فارسم رقیبست، عجب نیست

هرگز سگ دیوانه وفادار نباشد

بی یار بعالم نتوان بود، هلالی

عالم بچه کار آید اگر یار نباشد؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ایوب آگاه نوشته:

در مصرع اول بیت سوم حرف “که” افتاده و “هر جا که حبیبست بپهلوی رقیبست” صحیح است

👆☹

ساغر