گنجور

 
حزین لاهیجی
 

هرچه ادراک آن حواس کند

روح از آن شربتی به کان کند

اثر مدرکات حسی تو

بگراید به روح علویتو

نقش تصویر جمله ادراکات

شودت جمع در صحیفهٔ ذات

خیر و شر هر چه می کنی هم نیز

ثبت گردد در آن کتاب عزیز

خاصه اوصاف راسخ البنیان

که نگردد حک از صحیفهٔ جان

چون ز دنیا بریده شد املت

نقش باشد صحیفهٔ عملت

این زمان منطویست این طومار

نیست مشکوک بر اولی الابصار

مگر آنان که چشم دل دارند

دل فارغ ز آب و گل دارند

چو گشایند پرده های حساب

آشکارا شود رقوم و کتاب

شغل حسی حجاب دیده بود

حس چو رخ تافت، نفس دیده شود

آن زمان فاش هر نهان گردد

حشر آن دم تو را عیان گردد