گنجور

شمارهٔ ۷۰۶

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

من روشن روان غافل به زندان بدن رفتم

کشیدم آتشین آهی، چو شمع از خویشتن رفتم

گران جان نیستم در گلستان چون سرو پا در گل

سبک روحانه چون باد بهاران از چمن رفتم

نشد بال و پر پروانه ام گرم از تف شمعی

بساط زندگی افسرده بود، از انجمن رفتم

کشند آزادگان وادی قدس انتظارم را

وداعی ای گران جانان آب و گل که من رفتم

به ناکامی نشستن هم حزین اندازه ای دارد

به صد حسرت ز کویت رفتم، ای پیمان شکن رفتم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify