دو روزی کز قضا بایست با این کاروان باشم
مرا کم قیمتی نگذاشت بر طبعی گران باشم
به قید سخت رویانم، ملایم طینتی دارم
چو مغز از چرب و نرمی در شکنج استخوان باشم
در آب و گل نشاند از باغ جان، قدسی نهالم را
فلک می خواست چون گل دست فرسودِ خزان باشم
سر تسلیم و خاک عجز و آداب رضاجویی
اگر باید که دور از کوی آن آرام جان باشم
درین غربت به افسونهای مهر آشنارویان
اگر بندم دلی، از بی وفایان جهان باشم
نیندازم به فرش سنبل و گل، طرح آسایش
درین بستان سرا، هم مشرب آب روان باشم
نمی باشم زیان خواه کسی چون شمع در محفل
اگر باشم، زیان خویش و سود دیگران باشم
ز همراهان ندارم بار منّت یک سر سوزن
درین وادی چه افتاده ست،از خواری کشان باشم؟
دلم رنجد حزین ازگفتگوی صورت آرایان
اگر سنجد لب معنی، حدیثی ترجمان باشم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساس غربت و تنهایی خود میپردازد و از ناپایداری زندگی و دشواریهای آن سخن میگوید. او به زیباییهای دنیا و فراموشی خویش در میان مردم اشاره میکند و در عین حال، از نازکی و لطافت روح خود در مقابل سختیهای زندگی یاد میکند. شاعر به تسلیم شدن و پذیرش وضع موجود اشاره دارد و میگوید که در این دنیا باید با عجز و ادب به زندگی ادامه داد. او همچنین به بیوفایی انسانها و درد دلش از این موضوع اشاره میکند و در نهایت، از حسادتی که در میان مردم وجود دارد، ابراز نارضایتی میکند. در کل، شعر بیانگر درگیریهای قلبی و روحی شاعر در رویارویی با دنیای مادی و روابط انسانی است.
هوش مصنوعی: دو روزی که سرنوشت مرا وادار کرده تا با این جمع همراه باشم، باعث نشد که خود را بیارزش احساس کنم و بر روحیات باارزشم تأثیری بگذارد.
هوش مصنوعی: من در ظاهر و رفتارم سخت و جدی به نظر میرسم، ولی در درونم نرمی و لطافت دارم، مثل مغزی که در پوستهای سخت و شکننده نهفته است.
هوش مصنوعی: در گلی که از آب و خاک ساخته شده، روح من را در باغی قرار دادند. اما آسمان میخواست که این نهال مقدس مانند گلی باشد که در پاییز پژمرده و خشک میشود.
هوش مصنوعی: اگر قرار باشد که از مسیر آرامش بخش زندگی دور شوم و نتوانم به خواستههای خود برسم، باید با تسلیم و ذلت به این واقعیت تن دهم.
هوش مصنوعی: در این غربت، اگر با جذبههای افرادی که با مهر و محبت آشنا هستند، دلی را تسخیر کنم، به دلیل خیانتهای کسانی که وفا ندارند، از آنها به شمار میروم.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر میگوید که من به زیباییهای ظاهری و زندگی راحت و لذتبخش در باغ و گل و گیاه اهمیت نمیدهم. بلکه دوست دارم که هممدت با سرچشمهای از آب روان باشم، به این معنی که به جای پرورش راحتی مادّی، به دنبال حقیقت و معنویت باشم.
هوش مصنوعی: من نمیخواهم به دیگران آسیب برسانم؛ مانند شمعی که در جمع میدرخشد، اگر در کنار دیگران باشم، به نفع آنها هستم و به خودم ضرر میزنم.
هوش مصنوعی: من از همراهانم هیچ امیدی ندارم و در این مسیر چه بر سر من آمده است، چرا باید از کسانی که در ضعف به سر میبرند، زجر بکشم؟
هوش مصنوعی: دل من از صحبتهای زیبا و فریبندهی دیگران ناراحت میشود. اگر لبهای من بتوانند احساسات را بیان کنند، من میتوانم داستانی را بازگو کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو نتوانم که بر خوان وصالت میهمان باشم
سر خدمت نهاده چون سگان بر آستان باشم
ز خوی نازکت ترسم وگر نی تا سحر هر شب
به گرد کوی وی تو نعرهزنان افغانکنان باشم
به هر گونه که باشم از من بدروز نپسندی
[...]
اگر خوانی درونم، بنده این خاندان باشم
وگر رانی برونم، چون سگان بر آستان باشم
ندانم بنده روی تو باشم یا سگ کویت؟
بهر نوعی که می خواهی، بگو، تا آن چنان باشم
چه سگ باشم؟ که آیم استخوانی خواهم از کویت
[...]
نگیرم گوشه از راه خدنگت گر گمان باشم
زمین بوس تو می آرم بجا گر آسمان باشم
خبردار از تو می گردم چو از خود بی خبر گردم
نشانت می توانم داد چون من بی نشان باشم
سرافرازی توانم کرد با گردون در این میدان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.