گنجور

شمارهٔ ۶۷۵

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

گلستان محبت را ز دیرین عندلیبانم

به گوش غنچه گستاخ است گلبانگ پریشانم

اثر در زلف لیلی می کند آشوب زنجیرم

نمک بر زخم مجنون می زند شور بیابانم

سفال چرخ را بخشد طراوت دود آه من

ز جوی شعله های سینه سیراب است ربحانم

ورق گردانی باد بهاران فیضها دارد

که هر دم با جنون تازه ای دست و گریبانم

جدایی دیده ام ای همنشین، حالم چه می پرسی؟

دماغ آشفته ام، خونین دلم، خاطر پریشانم

عجب نبود که مقبول مغان افتد نیاز من

درین دیر کهن دیری ست پیر یا صنم خوانم

لب شکرم که از فیض ستم دارم گل افشانی

گل زخمم که از سیرابی تیغ تو خندانم

نمک پروردهٔ زخم نمایان دل ریشم

به شور عشق افسون می دمد چاک گریبانم

حزین از نوش و نیش کفر و ایمانم چه می پرسی؟

به هر کیشی که فرماید محبّت بنده فرمانم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان