گنجور

شمارهٔ ۶۵۴

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

من صبر ز مژگان سیه تاب ندارم

لب تشنهٔ تیغم، به گلو آب ندارم

در، خانهٔ غارت زده را باز گذارند

تا روی تو رفت از نظرم خواب ندارم

آسوده ام ازکعبه و آزاده ام از دیر

جز قبلهٔ ابروی تو محراب ندارم

جایی که نگاه تو بود حاجت می نیست

پروای چراغ شب مهتاب ندارم

عشق آمد و من همسفر خانه به دوشان

ویران کده ای در خور سیلاب ندارم

گر رفت گل اشک، دل خون شده دریاست

این نیست که خار مژه شاداب ندارم

خشک است دماغ من و ذوق چمنم نیست

مخمورم و پروای می ناب ندارم

آرام حزین از دل من شور لبت برد

چشم نمک انباشته ام، خواب ندارم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify