به ره سربسته مکتوبی از آن مهرآشنا دارم
گل نشکفته ای در دامن باد صبا دارم
به تن مشت استخوانی توشهٔ راه فنا دارم
یک انبان آرد با خود زاد راه آسیا دارم
ثبات عهد گل، بر دور عیشم خنده ها دارد
به کف پیمانه ای، همطالع رنگ حنا دارم
به خاک تکیه گاه راحتم بستر نمی باید
رگ خوابی به هم پیچیده تر از بوریا دارم
چنان رسوای عالم گشتهام در عشقبازبها
که گر آیم به خاطر یار را، آواز پا دارم
ز اکسیر وفا داریم، سامانی سلیمانی
سرت گردم، کدامین را ندارم تا تو را دارم؟
به من تکلیف محراب تو زاهد، سرنمی گیرد
که نذر سجده ای، در قبله ی آن نقش پا دارم
ندارم شکوه ای، گردم سرت، گوشی به حرفم کن
گدای این درم، عرض دعایی مدعا دارم
حزین از حسرت آب حیات رفته در غفلت
به گردش ازکف افسوس خود، دست آسیا دارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و دلبستگی عاطفی صحبت میکند و احساسات عمیق خود را به تصویر میکشد. او از یک مکتوب پر از عشق و دلنگرانی میگوید و آرزوها و آرمانهایش را بیان میکند. شاعر به مشکلات زندگی و فنا اشاره میکند و همزمان به امید و عشق میپردازد. او از وفا و نیایش در عشق سخن میگوید و به ناتوانیاش در جلب توجه محبوب اشاره میکند. در نهایت، احساس حسرت و اندوه ناشی از دلتنگی و فراق را نیز به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: من نامهای از یک محبوب آشنا دارم که در مسیری بسته و ناشناخته قرار گرفته است. مانند گلی نشکفته که در آغوش نسیم صبحگاهی منتظر شکفتن است.
هوش مصنوعی: من از وجود خود تنها یک کیسه از استخوانهایم دارم که نشاندهندهٔ زوال و فناست و برای سفر زندگی، مقداری آرد که نماد روزی و معاش است، به همراه دارم.
هوش مصنوعی: در طول زندگیام، سختیها و مشکلات همواره با لبخندی در کنار شادیهایم وجود دارد. به همین دلیل، من نوشیدنیای دارم که رنگش شبیه حناست و در کنار گلهای زیبا، به شادی و ثبات یادگاری از لحظات خوبیم اشاره دارد.
هوش مصنوعی: من به زمین تکیه کردهام و راحت خوابیدهام، اما نباید به خواب سنگین بروم؛ به خاطر این که در دنیای پر از پیچیدگیها و گرفتاریها زندگی میکنم.
هوش مصنوعی: من به قدری در عشق رسوا و مشهور شدهام که وقتی به خاطر یار میآیم، صدای گامهایم بلند میشود.
هوش مصنوعی: از خاصیت صداقت و وفا بهرهمندیم و بهواسطهاش در مقام و جایگاهی والا قرار داریم. حالا بگو، چه چیزی را میخواهم که تو را داشتهباشم؟
هوش مصنوعی: در اینجا، شاعر به زاهد یا اندیشمند مذهبی اشاره میکند و میگوید که اهمیت و طرز فکر او در مورد عبادت و خداوند را نمیفهمد. او به این نکته اشاره میکند که به جای نذر و عبادت در محراب زاهد، او تجربهای شخصی از ارتباط با خدا دارد که او را به سجده میآورد. به عبارتی دیگر، شاعر نشان میدهد که یک تجربه معنوی عمیق و شخصی دارد که ارزشمندتر از هر نوع رسمیگری و تشریفات مذهبی است.
هوش مصنوعی: من هیچ گلایهای ندارم و فقط میخواهم در کنار تو باشم. لطفاً به حرفهایم گوش کن. من که در این درگاه نیازمندم، فقط یک دعا به زبان میآورم و خواستهای دارم.
هوش مصنوعی: من از حسرت آب حیات در حالی که در غفلت به سر میبرم، احساس ناامیدی میکنم و در این حال دستم به جایی نمیرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چنان سرگرمیی از شوق آن گلگون قبا دارم
که بر گل می خرامم خاراگر در زیر پا دارم
کنار شوق من چون موج آسایش نمی داند
به دریا می روم دست و بغل تا دست و پا دارم
اگرچه در ته یک پیرهن با ماه کنعانم
[...]
لبی پرشکوه از یاران بیمهر و وفا دارم
دلی صد پاره از زخم زبان آشنا دارم
به حال چون منی کافر به کافر رحم میآرد
چه دارید ای مسلمانان به من، من هم خدا دارم
گرو با چاره میبازم به درد خویش میسازم
[...]
نه از بیگانه چشم مردمی نه زآشنا دارم
غم عالم ندارم تکیه بر ذات خدا دارم
چه شد گر از جفایش رفت بر باد فنا خاکم
هنوز از بی وفایی های او چشم وفا دارم
چو مویی گشت جسم در هوای زلف مشکینش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.