گنجور

 
حزین لاهیجی
 

بر سر زدیم لالهٔ داغی به جای گل

داریم گریه ای که بود خونبهای گل

ما و سرود ناله درد آشنای خوبش

تا کی رسد به خاطر دیر آشنای گل

الفت به ساده لوحی ما خنده می زند

ما تکیه کرده ایم به عهد و وفای گل

ته جرعهٔ شراب صبوحی کشیده است

از جام غنچهٔ تو، لب دلگشای گل

شرح حدیث ناز و نیاز من است و تو

بلبل ترانه ای که سراید برای گل

دوران به کام ماست که مرغان مست را

خوش دولتی ست سایهٔ بال همای گل

چون ابر نوبهار ز تاراج دی، حزین

گریم به های های که خالی ست جای گل