گنجور

شمارهٔ ۵۹۲

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

کرده عشق شعله خو ب بشه درجانم چو شمع

از زبان آتشین خودگدازانم چو شمع

آستین نبود حریف دیده خونبار من

کز تف دل آتش آلود است مژگانم چو شمع

نیست غیر از تیغ، محرابی، سر تسلیم را

می خورم صد زخم جانفرسا و خندانم چو شمع

دارم از چشم تر خود منت ابر بهار

اشک گرمی می کند مژگان به دامانم چو شمع

همچو من بخت سیه را کس نمی پوشد حزین

با وجود تیره روزی ها فروزانم چو شمع



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور