چون لاله شد از باغ رخت قسمت من داغ
بر سر زدهام جایگل، از سیر چمن داغ
چون شمع که در پردهٔ فانوس درآید
در عشق تو بردم به گریبان کفن داغ
از مشک سوادیست به دنباله چشمش
کز شرم کند نافهٔ آهوی ختن داغ
با شام غریبان سرزلف بجوشم
آن نوع که از رشک شود صبح وطن داغ
خالیست حزین ازگل مقصود کنارم
دارم به دل از حسرت آن عهد شکن داغ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به غم و اندوهی که ناشی از عشق است اشاره دارد. او با اشاره به زیبایی و لطافت محبوب، احساس دلتنگی و درد را به تصویر میکشد. باغی که در آن لالهها به نماد عشق و زیبایی تبدیل شده، نشاندهنده جدایی و حسرت اوست. او مانند شمعی که در نور میسوزد، درد عشق را تحمل میکند و با مقایسه محبوب به بویی خوش و نافهای از ختن، به زیباییهایش اشاره میکند. در نهایت، او از حسرت گذشته و آرزوهای برآوردهنشدهاش میگوید و احساس تنهایی و کاستی را در دلش حس میکند.
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی تو مانند گل لاله در باغ به نمایش درآمد، من سهمم تنها سوختن و غم است. مانند جایگلی که در میان چمنها به خاطر داغ دلش در سوز و گداز است.
هوش مصنوعی: زمانی که شمعی درون روشنایی فانوس قرار میگیرد، نشاندهندهی عشق من است که به اندازهٔ گناه یا درد در وجودم شعلهور شده است. من این عشق را به گونهای احساس میکنم که گویی لباسی از سوختگی و داغی به تن دارم.
هوش مصنوعی: در دنبالهٔ چشمان او نشانی از مشک وجود دارد که از شرم، نافهٔ آهوی ختن را داغ کرده است.
هوش مصنوعی: با تاریکی شب و غم غربت، زلف خود را به هم میزنم، طوری که صبح وطن به خاطر حسادت، داغدار شود.
هوش مصنوعی: در دل حزین، از گل کهنهای خبری نیست و تنها حسرت یک عهد شکسته را به همراه دارم که یادآور درد و داغی عمیق است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.