گنجور

 
حزین لاهیجی
 

ای تاب سنبلت زده بر مشک ناب خط

حسنت کشیده بر ورق آفتاب خط

رسم است موی را رسد از شعله پیچ و تاب

زانرو نمی شود، نخورد پیچ و تاب خط

محرومیم ز رحم تو بسیار دور بود

جایی که شد ز لعل لبت کامیاب خط

چشم آن عذار ساده نیارد ز شرم دید

شاید برآرد آن گل رو، از حجاب خط

تب پرده پوش شمع کجا می شود حزین ؟

آن حسن شوخ را نکند در نقاب خط