گنجور

 
حزین لاهیجی

عشاق را ز سیر گل و ارغوان چه حظ؟

بی جلوه جمال تو از گلستان چه حظ؟

دور از وصال یار چه لذت ز روزگار؟

بی یوسف از مرافقت کاروان چه حظ؟

از سیرگل به دیده خلد خار بی رخت

دور از قدت ز جلوهٔ سرو روان چه حظ؟

ما لذتی ز خلوت و کثرت نمی بریم

از خود گذشته را ز کنار و میان چه حظ؟

عیش وطن چه کار کند با دل حزین ؟

مرغ شکسته بال مرا ز آشیان چه حظ؟