گنجور

شمارهٔ ۵۷۸

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

بود یارم غم دیرینهء خویش

پریزادم دل بی کینهٔ خویش

عنانم درکف طفلی ست خود رای

ندانم شنبه و آدینهٔ خویش

بود عمری که می سازد چو شیران

تن آزاده با پشمینهء خویش

به امّیدگشاد تیر نازی

هدف دارم به حسرت سینهٔ خویش

نیاراید بساطم را متاعی

چو داغم، گوهر گنجینهٔ خویش

نمی باشد خماری مستیم را

خرابم از می پارینهٔ خویش

حزین از هر دو عالم تافتم روی

ز دل کردم چو آب، آیینه خویش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط