گنجور

 
حزین لاهیجی

کجا پاس حجاب از زاهد بی‌پیر می‌آید؟

که تا میخانه هم با خرقهٔ تزویر می‌آید

مزن دم با من آتش نفس در شکرافشانی

تو را ای صبح خام، از کام بوی شیر می‌آید

دلا آسان نمی‌آید به کف سامان آزادی

اگر از عقل رستی، عشق دامنگیر می‌آید

نظربازی مرا گرم است با خورشید رخساری

که آب از دیدنش در دیدهٔ تصویر می‌آید

ندارم فرصت آن تا جواب نامه باز آید

رسد بر لب مرا جان زود و قاصد دیر می‌آید

اجل کی می‌زند مهر خموشی بر لب مردان؟

مزار ما نیستان گشت و بانگ شیر می‌آید

حزین آوازهٔ مجنون فرو ننشست و ننشیند

که از شور بیابان نالهٔ زنجیر می‌آید

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عرفی

نرنجم گر به بالینم مسیحا دیر می‌آید

که می‌داند بر بیمار از جان سیر می‌آید

هوس هم جوش عشق آمد، وه چه ظلم است این

که روباه مزور هم‌عنان شیر می‌آید

شهنشاهی به ملک دلبری در ترکتاز آمد

[...]

صائب تبریزی

درین صحرا که یارب از پی نخجیر می‌آید؟

که آهو بی‌محابا در پناه شیر می‌آید

دل بیدار می‌باید وصال زلف جانان را

ره خوابیده را طی کردن از شبگیر می‌آید

شده است از سوده الماس چون گنجینه گوهر

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
سلیم تهرانی

به صحرا آن کمان‌ابرو پی نخجیر می‌آید

غزالان مژده! آن آهوی آهوگیر می‌آید

چو سوی صیدگاه آید، ز ذوق او غزالان را

صدای خندهٔ زخم از سر یک تیر می‌آید

درآ در حلقهٔ دیوانگان گر عافیت خواهی

[...]

فیاض لاهیجی

چنانم بزم عشرت بی‌لبش دلگیر می‌آید

که موج باده در چشمم دم شمشیر می‌آید

ندانم بر زبان حرف که دارد کلک تقریرم

ولی دانم که بوی خون ازین تقریر می‌آید

به جرم از طاعتم امّیدواری بیشتر باشد

[...]

واعظ قزوینی

ره مقصود طی کردن، نه از تقصیر می‌آید

رسیدن منزل دوری‌ست، از شبگیر می‌آید

چنان با شورش دیوانگی آمیختم خود را

که خونم در شهادت از رگ زنجیر می‌آید

مشو از وعده آن سروقامت ناامید ای دل

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه