گنجور

شمارهٔ ۴۱۱

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

بار غم عشق تو مرا پشت دوتا کرد

در شهر چو ماه نوم انگشت نما کرد

مسکین چه کند طاقت دیدارش اگر نیست؟

زبن جرم، به عاشق نتوان منع جفا کرد

نفرین دگر در خور این جور ندارم

عاشق نشود هر که مرا از تو جدا کرد

بوی گل و سنبل خردآشوب نبوده ست

این غالیه را بوی تو در جیب صبا کرد

یک نکته بود گوشزد مخلص و منکر

در دیر و حرم عشق به یک صوت صلا کرد

چون صبح مصفا، دلم از ناله شبهاست

صیقل گری آه من، آیینه جلا کرد

ای گل بشنو، راز نی کلک حزین را

این بلبل مستی ست کزین شاخ نوا کرد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط