بار غم عشق تو مرا پشت دوتا کرد
در شهر چو ماه نوم انگشت نما کرد
مسکین چه کند طاقت دیدارش اگر نیست؟
زبن جرم، به عاشق نتوان منع جفا کرد
نفرین دگر در خور این جور ندارم
عاشق نشود هر که مرا از تو جدا کرد
بوی گل و سنبل خردآشوب نبوده ست
این غالیه را بوی تو در جیب صبا کرد
یک نکته بود گوشزد مخلص و منکر
در دیر و حرم عشق به یک صوت صلا کرد
چون صبح مصفا، دلم از ناله شبهاست
صیقل گری آه من، آیینه جلا کرد
ای گل بشنو، راز نی کلک حزین را
این بلبل مستی ست کزین شاخ نوا کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از غم عشق و تاثیر عمیق آن بر دلش صحبت میکند. او میگوید که عشق به معشوقش او را به شدت تحت فشار قرار داده و حتی در جامعه هم احساس خارگی و تنهایی میکند. او به وضعیت عاشقانی که از معشوقشان جدا شدهاند، حسرت میزنند و تأکید میکند که هیچ نفرینی نمیتواند در مقابل ستمی که بر عاشق میرود، مؤثر باشد. عطر محبوبش را همچون گل و سنبل وصف میکند و عشق را در مقایسه با یک صدا در حرم و دیر معرفی میکند. در نهایت، او به راز و حال خود اشاره میکند و میگوید که دلش از ناله شبها روشنتر شده و به دریافت محبت و زیباییهای عشق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: غم عشق تو بر دوشم سنگینی میکند و من مانند ماهی که به تازگی دیده شده و در میان مردم چشمگیر است، در این شهر جلب توجه میکنم.
هوش مصنوعی: بیچاره عاشق چه کند اگر از دیدار معشوق بهرهای نداشته باشد؟ نمیتوان به خاطر اشتباهات عاشق، او را از داشتن احساساتش بازداشت.
هوش مصنوعی: من هرگز نفرین نمیکنم کسی را که باعث جدایی من از تو شد، زیرا عاشق نمیشود.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی تو اشاره دارد و میگوید که بوی گل و سنبل هیچگاه نمیتواند به جذابیت و خوشبوئی تو نزدیک شود. بوی خوشی که از تو به مشام میرسد، مانند عطری است که نسیم صبحگاهی به همراه دارد و این عطر را به همه جا میبرد.
هوش مصنوعی: یک نکته مهم توسط یک فرد زاهد و انسانی که منکر عشق بود، در مکان مقدس عشق به گوش همه رسید و صدایش بلند شد.
هوش مصنوعی: دل من مانند صبحی روشن و پاک است، اما از نالههای شبهای گذشته پر است. این درد و اندوه من مانند صیقلدهندهای است که آینه را جلا میدهد.
هوش مصنوعی: ای گل، به گوشهای خود بسپار که بلبل ناامید از غم خود میگوید، او از این درخت زیبا نغمهای سر میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میزان فلک قسم شب و روز جدا کرد
از روز نوا بستد و شب را به نوا کرد
بر سخت به انصاف همین را و همان را
چون هر دو به تقویم رسیدند رها کرد
نی بی سبب آمد به میان اندر میزان
[...]
تا باز فلک طبع هوا را چو هوا کرد
بلبل به سر گلبن و بر شاخ ندا کرد
بی برگ نوایی نزد از طبع به یک شاخ
چون برگ پدید آمد پس رای نوا کرد
شاخی که ز سردی و ز خشکی شده بد پیر
[...]
تا غمزه خون ریز تو قصد دل ما کرد
بیچاره دلم را هدف تیر بلا کرد
در خواب نبیند رخ آرام دگر بار
هر دل که طمع در طلب وصل شما کرد
چون نیست دلم را ز غمت روی رهایی
[...]
یارم به وفا وعده بسی داد و جفا کرد
هر وعده که آنم به جفا داد، وفا کرد
مهر تو بر آیینه دل پرتوی انداخت
ماننده ماه نوم انگشت نما کرد
هر جور که دیدم ز جهان، جمله جفا بود
[...]
بیمار ترا کس نتوانست دوا کرد
هم درد تو خوشتر که علاج دل ما کرد
عشاق قلندر صفت از عشق نمیرند
آنکس که بمیرد همه گویند خطا کرد
با پیر من از عشق بکی گفت بپرهیز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.