گنجور

شمارهٔ ۴۰۹

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

دلم از زمزمه عشق پریشان می کرد

مرغ بی بال و پری یاد گلستان می کرد

گر چه می داد لب تلخ عتابش، زهرم

دل تسلّی به شکرخندهٔ پنهان می کرد

رخنهٔ دام، به رویم در فیضی می بود

گر شکار افکن من، یاد اسیران می کرد

کرده بود ازسر نو مصر وفا را معمور

ماه کنعان من ار یاد عزیزان می کرد

در غبار خط مشکین، لب لعل تو همان

خون حسرت به دل چشمهٔ حیوان می کرد

دل همین داند و من، چشم تو هم آگه نیست

که چها کاوش مژگان تو با جان می کرد

شورش عشق و جنون فیض رسان بود حزین

سینهٔ چاک مرا، گل به گریبان می کرد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان