گنجور

شمارهٔ ۳۸۴

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

امشب که دل در آتش آن گلعذار بود

هر موی بر تنم رگ ابر بهار بود

غافل نمود چهره و دیدار، رو نداد

چشمی که داشتم به ره انتظار بود

محرومی وصال همین در فراق نیست

تا یار بود دیده به حیرت دچار بود

امروز طبع در پی فکر بلند نیست

شهباز ما همیشه همایون شکار بود

آن شاخ گل ز حال که پرسد درین چمن؟

چون من هزار عاشق بی اعتبار بود

ای گریه گرد غم ننشاندی چه فایده؟

بسیار خاطرم به تو امّیدوار بود

نبود به غیر سینهٔ خونین دلان حزین

دشتی که لاله اش جگر داغدار بود



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.