گنجور

شمارهٔ ۳۵۱

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

شوریده دلی دارم، دیوانه چنین باید

کز خون نشود خالی، پیمانه چنین باید

عمری ست که می گردم، برگرد سر شمعی

می سوزم و می سازم، پروانه چنین باید

خوب است جفا امّا، با من تو ز حد بردی

باید دلی آزردن، امّا نه چنین باید

خون از مژه می بارم، ای ابر تماشاکن

چشمی که شود گریان، مستانه چنین باید

من دانم و دل کز تو، در عشق چها دیدم

جانم به فدایت باد، جانانه چنین باید

غلتیده دلم در خون پیش صف مژگانی

گرکشته شوی باری، مردانه چنین باید

شوری ست حزین با توکز زمزمه ات امشب

در دیده نمک دارم، افسانه چنین باید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان