تا بود زلف تو اسباب پریشانی ما
رو به سامان ننهد بی سرو سامانی ما
نه تو رحم آوری و نی اجل آید ما را
از دل سخت تو فریاد و گران جانی ما
دید هرکس رخ تو واله و حیران تو شد
نه همین حسن تو شد باعث حیرانی ما
ز آستین اشک بیفزود و ز دامان بگذشت
آه از این سیل که دارد سر ویرانی ما
همچو خورشید عیانست که در ملک جهان
مهوشی نیست چو دلدار صفاهانی ما
کافری سخت شد، از سستیِ ما در رهِ دین
سبب رونق کفر است مسلمانی ما
روز محشر چو سر از خاک لحد برداریم
نام نیکوی تو نقش است به پیشانی ما
نبرد صرفه یقین روز جزا ای زاهد
زهد فاش تو ز می خوردن پنهانی ما
ما صغیر از پی زاهد سوی مسجد نرویم
مسجد ارزانی او میکده ارزانی ما


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل دربارهٔ تأثیر زلف محبوب بر احساسات و پریشانی خود صحبت میکند. او به این حقیقت اشاره میکند که محبوبش نه رحم دارد و نه مرگ برای او تسکیندهنده است. زیبایی محبوب باعث حیرت و شگفتی دیگران شده و شاعر از بار سنگین غم و اشک ناشی از این عشق رنج میبرد. همچنین، او به تضاد میان زهد ظاهری زاهدان و حقیقت زندگی اشاره میکند و از اینکه نمیتواند به مسجد برود، بلکه میکده را ترجیح میدهد، سخن میگوید. شاعر در نهایت بر این باور است که در روز قیامت، نام خوب محبوبش نشانگر او خواهد بود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که زلف تو وجود دارد، دلیلی برای آرامش ما نیست و همیشه در آشفتگی و بیسروسامانی خواهیم بود.
هوش مصنوعی: نه تو به ما لطفی میکنی و نه مرگ به سراغ ما میآید. ما از دل سختت فریادی به بلندای درد و غم داریم.
هوش مصنوعی: هر کسی که به چهره تو نگاه میکند، مجذوب و شگفتزده میشود، اما تنها زیبایی تو نیست که باعث حیرت ما شده است.
هوش مصنوعی: از چشمانش اشک ریخت و آهی از دل کشید، افسوس که این سیل، سرنوشت ویرانسازی برای ما به همراه دارد.
هوش مصنوعی: مانند خورشید که در این دنیا به وضوح دیده میشود، هیچ مهوشی وجود ندارد که به اندازه دلدار صفاهانی ما روشن و واضح باشد.
هوش مصنوعی: کافران به خاطر سستی ما در دین و ایمان، قوی و برتر شدهاند. به همین دلیل، ضعف ما در ایمان موجب رونق کفر و بیاعتقادی شده است.
هوش مصنوعی: در روز قیامت زمانی که از خاک قبر بیرون بیاییم، نام خوب تو بر پیشانی ما ثبت شده است.
هوش مصنوعی: در روز قیامت، صرفهجویی و یقین به نیکیها، نبردی بزرگ خواهد بود. ای زاهد، در حالی که خود را پارسا میدانی، از نوشیدن شراب ما به طور پنهانی آگاه نیستی.
هوش مصنوعی: ما که هنوز کوچک و ناتوان هستیم، به دنبال زاهد به سمت مسجد نمیرویم؛ اما برای او مسجد مهم است، در حالیکه ما میکده را بیشتر میپسندیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این سفر کردن و این بی سر و سامانی ما
بهر جمعیت دلهاست پریشانی ما
در جهان گشته سمر حرف پریشانی ما
پهن باشد همه جا سفره بینانی ما
نیست ما را گله از تنگی احوال جز این
که ملولند عزیزان ز پریشانی ما
نیست از سیل حوادث به جز این دلکوبی
[...]
گر به ما فاش شود معنی نادانی ما
دشت را بحر کند اشک پشیمانی ما
افسر شاهی ما، بی سر و سامانی ما
گوشهٔ خاطر ما، ملک سلیمانی ما
بس که سودیم به راه تو جبین را چو صدف
استخوانی ست به جا مانده، ز پیشانی ما
خوبش تا گم نکنی، راه به جایی نبری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.